خرید بک لینک

زندگی من خیابان درازیست که با پای پیاده به انتها میرسد..

گوشهایی که فقط بوق ماشین ها صدایش میزند و هیچ چیز دیگر..

دستهایی که فقط توی جیب سوشرت چارخانه ی رنگ و رو رفته ای گرم شده است.

چشمانی که دیوار را فقط میشناسد.

زندگی من گوشه های یک خانه ی 40متری غمگین پلاسیده میشود

و هر بار که به پله ها میرسم سقوطم را میریزم توی خاک انداز..

زندگی من چای سردیست که میلش را ندارم.

کاکتوس غمگینیست که اشکهایم را میبیند.

زندگی من ، من را زیاد دارد.

برچسب: نویسنده: سام کریمی‌پور تاريخ: شنبه 6 آبان 1396 ساعت: 12:26

صفحه بندی